شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )

313

نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )

محبت دنيا را از دل خود بر كن « 28 » پس دور شو از بدىها ، ترك شهوتها بكن ، آزاد شو ، تنهائى گزين ، از غمها دور شو ، بينداز آرزوهاى [ 84 - ب ] بدنى را تا روشن شود محبت الهى بر نفس . منع كن نفس خود را از همه چيزهاى فانى ، تا كامل شود عقل تو . ببين عاقبت را ، از پشيمانى مترسان مردمان را ، و مترس از ايشان ، در ميان مردمان در ميا ، سالم بمان از ايشان ، پس مردمان از تو در راحت خواهند بود و تو از نفس خود در تعب و مشقت . 37 ، 14 - داود گفت : راست گفتى يا لقمان ، و متعجب شد از حال او ، و مشهور گشت لقمان در آن زمان . داود پيغامبر « 29 » گفت لقمان را بعد از آنكه پيرو سالخورده شده بود : چه مقدار از عمل تو « 30 » باقى مانده است ؟ گفت : آن مقدار مانده كه نظر نمىكنم در چيزى كه عيب باشد ، و تكلف نمىكنم در چيزى كه مىخواهم . 37 ، 15 - صاحب لقمان كه لقمان را آزاد ساخته بود مال بسيار به لقمان بخشيده بود ، پس خداى تعالى آن مال را به لقمان مبارك گردانيد ، و دست به داد و دهش و بسط خير گشاد ، و تصدق نمود ، و قرض‌ها به مردم داد ، پيش از آنكه ازو قرض طلبند ، و مرهون « 31 » نمىطلبيد ، و ضامن نمىخواست . هرگاه كه چيزى بر سبيل قرض مىداد ؛ مىگفت كه بگير امانت خداى تعالى است ، بعد از يك سال ادا كن . آن شخص مىگفت : چنين باشد ، پس مىداد به آن شخص . پس « 32 » كافهء مردمان ازو مال مىگرفتند ، و در « 33 » موعد به او مىرساندند . حق تعالى « 34 » بركت عظيمى در آن مال داد ، و او فايده‌ها « 35 » يافت .

--> ( 28 ) - د : بدر كن . ( 29 ) - اساس : داود گفت . ( 30 ) - د : از عمل تو . ( 31 ) - د : و چيزى مرهون . ( 32 ) - د : « پس » ندارد . ( 33 ) - د : و بر در . ( 34 ) - د : خداى تعالى . ( 35 ) - اساس : او را فايده .